|
پایه:سوم ابتدایی
نام آموزگار: رضا کارگزار |
بخش یا تم: مطالعات صفحه: 40-43
|
درس: پنجم
عنوان درس: کارنیک |
کلاس درس زمان: 45 دقیقه |
|||
|
|
||||||
|
1.آمادگی: 5 دقیقه 2.طرح موضوع درس جدید: 5 دقیقه 3.ارائه درس جدید (فعالیت های یاددهی): 20دقیقه |
4.جمع بندی و نتیجه گیری از درس: 5 دقیقه 5.ارزشیابی از درس (سوالات پایانی): 5 دقیقه 6.تعیین تکلیف و اختتامیه جلسه: 5 دقیقه |
|||||
|
هدف کلی درس: آشنایی دانش اموزان باانجام کارنیک |
||||||
|
هدفهای درس بر اساس برنامه درس ملی (اهداف جزئـی) |
مراحل و روش های تدریس |
وسایل آموزشی |
||||
|
حیطه دانش
حیطه مهارت
حیطه نگرش
|
تلفیقی (ایفای نقش، سخنرانی، پرسش وپاسخ بحث گروهی |
کتاب درسی تخته پاور پوینت فیلم عکس صندوق صدقات |
||||
|
آمادگی |
سلام و احوالپرسی از دانش آموزان، دقت در وضعیت جسمانی و روانی آنها، حضور و غیاب، بررسی تکالیف درس گذشته |
|
|
ارزشیابی تشخیصی |
1-دانش اموز معنی فداکار رابیان کند؟ سوال از درس گذشته 2-دانش اموز بان کند رفتار شهید فهمیده
سوال درس جدید
|
|
|
فضا و مدل کلاس |
U شکل- |
|
|
تکنیک آغازکننده |
من بایک پاکت وارد کلاس می شومسپس دانش اموزان می پرسندکه درون پاکت چیست؟من صندوق صدقاتی که ازقبلدرون پاکت قرارداده بودم را درمی اورمواز دانش اموزان می پرسم :آیا تاکنون کارنیک انجام داده اید ؟دانش اموزان جواب می دهند بله.سپس به دانش اموزان می گویم یکی از کارهای نیکی که ماانجام می دهیم دادن صدقه است .ازاین صندوق ها که میبینید معمولا در خیابان ها وبعضی ها درخانه هاتون دارید سپس برای شروع درس یک داستان برای دانش اموزان تعریف می کنم. |
|
|
روش تدریس |
یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود، خرگوش مهربانی بود که در روستای سرسبز و خوش آب و هوایی زندگی میکرد . یک روز صبح آقای خرگوش تصمیم گرفت که به مزرعه برود و برای ناهارش چند هویج بچیند و با آن یک سوپ خوشمزه بپزد . خرگوش مهربان چهار هویج را از زمین کند و به طرف خانه به راه افتاد . او در مسیر برگشتن به خانه آقای موش را دید، آقای موش به خرگوش مهربان سلام کرد و گفت : خرگوش مهربان ، بچههایم گرسنه هستند. ممکن است یکی از هویجهایت را به من بدهی؟” خرگوش هم یک هویج خوش رنگ را به آقای موش داد . موش از او تشکر کرد . سه هویج دیگر برای خرگوش مهربان باقی مانده بود. سپس خرگوش به خانم خوک رسید. خانم خوک به خرگوش مهربان سلام کرد و گفت : خرگوش مهربان، داشتم به بازار میرفتم تا برای بچههایم هویج بخرم، خیلی خسته شدهام و هنوز هم به بازار نرسیدهام . ممکن است یکی از هویجهایت را به من بدهی ؟ ” خرگوش یکی دیگر از هویجهایش را به خانم خوک داد. حالا دو هویج دیگر برای او باقی مانده بود . اینبار خرگوش مهربان، اردک عینکی را دید. اردک به او سلام کرد و گفت : خرگوش مهربان، آیا تو میدانی که هویج برای بینایی چشم مفید است؟ آیا یکی از هویجهایت را به من می دهی؟ ” خرگوش هم با خوشرویی یکی دیگر از هویجها را به اردک عینکی داد و به راه افتاد. حالا آقای خرگوش فقط یک هویج در دست داشت . او از جلو خانهی مرغی خانم عبور کرد. مرغی خانم او را صدا کرد و پس از سلام گفت : خرگوش مهربان، زمستان در راه است. چند روز دیگر جوجههایم به دنیا میآیند و من هنوز هیچ لباسی برایشان آماده نکرده ام . ممکن است این هویج را به من بدهی ؟ اگر روی تخم هایم بنشینم حتما جوجه های بیشتری به دنیا خواهم آور”. خرگوش مهربان هم یک هویج باقی مانده را به مرغی خانم داد و به سمت خانه به راه افتاد . آقای خرگوش خسته و گرسنه به خانه رسید . هیچ هویجی برای او باقی نمانده بود. او با خود فکر میکرد که برای ناهار چه غذایی بپزد، که ناگهان زنگ در خانه به صدا درآمد . خرگوش مهربان پرسید : چه کسی پشت در است ؟” صدایی شنید، سلام، ما هستیم، آقای موش، خانم خوک، اردک عینکی، مرغی خانم ” خرگوش مهربان در را باز کرد. با تعجب به دوستانش نگاه کرد. آنها گفتند : امروز تو هویجهایت را به ما دادی . ما هم با هویج تو غذا پختیم و برایت آورده ایم”. خرگوش که خیلی خوشحال شده بود، دوستانش را به داخل خانه دعوت کرد و پرسید : چه غذایی پخته اید ؟” همه با هم گفتند : ” سوپ هویج ” سپس همه با هم دور میز نشستند و سوپ هویج خوردند حالا از دانش آموزان می خواهیم که هدف از قصه را بنویسند ،(دانش اموزان که از قبل به گروه بندی شده اند)ویک نفر از هرگروه هدف را باصدای بلند در کلاس برای دوستانشانشان بخوانند گروه اول:گروه رز:امیر که سرگروههست ازعلی می خواهد که هدف قصه را بگوید سپس علی شروع میکند ومی گوید هدف این این قصه این است که به دیگران کمک کنیم سپس گروه دوم (گروه شجاعت )رضا که سرگروه است ازمعین می خواهد که هدف را بخواند معین می گوید هدف قصه خوشحال کردن بقیه حیوانات توسط خرگوش مهربان است گروه سوم گروه (پسران خوب)محمد که سرگروه است خودش هدف را میگوید محمد میگوید هدف قصه کار خوب است که خرگوش مهربان انجام میدهد بعد ااینکه همه گروه ها اهداف را گفتند از دانش اموزان می پرسم ایامی دانید کارنیک چیست ایمان می گوید همین که من به محمد دردرس هایش کمک می کنم حسین می گوید:کارنیک مثل کمک کردن به مستخدم مدرسه مسعود میگوید کار خوب یعنی کمک کردن به فقرا سپس من سر تایید تکان می دهم و میگویم همه ی چیزهایی که گفتید درست است به دانش اموزان میگویم یکی ازکارهای نیک کمک کردن به دیگران است مثل خرگوش مهربان .حالا از دانش اموزان می پرسم ایا تاکنون کار نیک انجام داده اید ؟مهدی میگوید دیروز که املا داشتیم مهرداد مداد نداشت ومن مدادمو به مهرداد دادم به مهدی میگویم آفرین کار خیلی خوبی انجام دادی از او می پرسم این کارت چه نتیجه ای داشت مهدی میگوید مهرداد خیلی خوشحال شد وتوانست مثل من املا بنویسدونمره خیلی خوب بگیرد ازبچه ها می خواهم که مهدی را تشویق کنند بعد به بچه ها می گویم که بچه ها کارنیک کاری است کهباعث بشه به یک نفر کمک کنیم ومشکلش را حل کنیم کارنیک باعث می شود که خداهم به ما کمک کند که اگر مشکلی در درس وزندگی داریم حل شود.
|
|
|
ارزشیابی پایانی |
1-چرا پیر مرد ازاینکه شایدتا زمانی که درختانش میوهدهند زنده نباشد ناراحت نشد؟ 2-آیا تاکنون کاری کرده اید که به نفع دیگران باشد؟ 3-منظور از شعردیگران کاشتند ماخوردیم/مابکاریم دیگران بخورند»چیست؟
|
|
|
تعیین تکلیف (تکلیف خلاقانه) |
از دانش اموزان می خواهیم یک انشا درمورد کار نیکی که انجام دادهاند بنویسند وبه کلاس ارائه دهند .
|


درباره این سایت